جاشوا Thiel. مجله جنگ های کوچک، 12 آوریل 2011.
http://smallwarsjournal.com/blog/journal/docs-temp/732-thiel1.pdf
گزیده ای:
جنگ مانور در هسته خود یک تلاش مکانیستی است و متناسب با ضرورت مربوط به سلسله مراتب از بالا به پایین است. در مقابل، ضد شورش یک محیط مبهم است که متفاوت است در پیچیدگی و زمینه آن است، آن است که بازی شطرنج از جنگ است. در هر مکان متفاوت است و می تواند طیف کاملی از جنگ به طور همزمان را پوشش. در نتیجه، ضد شورش در برچسب سپر قرار داده، به علامت تجاری به عنوان یک عبارت گرفتن، و یا فروش به مردم و نمایندگان آنها دشوار است. در سال 2006، متحده ایالات (US) درک عمومی را از موفقیت یا شکست استراتژی ضد شورش عراق در اطراف مفهوم massing قدرت مبارزه در زمان و فضا متمرکز شده بود، اغلب به نام "خروش." این اصطلاح، "خروش،" چگال یک استراتژی ضد شورشی جدید را به یک شعار ساده و قابل سنجش برای فرهنگ نیش صدا اطراف امور جاری در جهان مدرن است. متاسفانه، ضد شورش پیچیده تر است از "اضافه کنید و پس از آن شما برنده شوید."
اظهار نظر توسط بومی جیان:
جاشوا در پایان این قطعه گفت:
"... در افغانستان در سال 2011، ویکتور یک بار دیگر نوشتن تاریخ را اخیرا برای شعار افزایش نیروهای نظامی در افغانستان از 2010-2011 به جای تغییرات عملیاتی قاطع است."
چه شواهد، منظورم این است که شواهد سخت (و فراتر از آنچه که افسران که بخشی از فراخوان خروش بودند) بود که "قاطع تغییر عملیاتی وجود دارد." چقدر "قاطع" عملیاتی تغییر وجود دارد می توانید در ماموریت امنیت منطقه خواهد بود که در آن نیروهای رزمی به طور گسترده ای پراکنده می شوند و کار را به شیوه ای غیر متمرکز؟ این چارچوب عملیاتی در محل از بهار سال 2003 در عراق بود. پاسخ این است که یک تغییر قاطع در چارچوب عملیاتی وجود ندارد. اوه تا مطمئن شوید که برخی از تغییرات انجام شده در اینجا و آنجا، چند پاسگاه اینجا و آنجا وجود دارد، اما بزرگ و آن را به همان صورت باقی ماند.
متاسفانه روایت ساخته شده است که فرامینهد که پترائوس به نام ناجی آمد در هیئت مدیره، ابداع ارتش خود را عملیاتی و همراه با افزایش نیروهای نظامی علت اصلی کاهش خشونت بود. این یک خیال واهی است.
با این حال، مردمی، به خصوص با ما در ارتش که خون در این مکان ریخته، می خواهم به این باور است که آنچه اتفاق می افتد یا اتفاق نمی افتد به خاطر ما و آنچه که ما انجام می دهیم و یا اصلا انجام، و یا به این دلیل از ژنرال ناجی سواری بر روی صحنه است.
با این حال نخبگان سیاست خارجی (و بسیاری از رهبران نظامی) در این کشور عاشق این روایت و می خواهید آن را به چوب به دلیل تاکید و انتقاد در مکانیک از انجام این جنگ ها از مداخله و ساختمان دولت و به دور از استراتژی و سیاست است که آنها را را به محل. از آنجا که موفقیت در این جنگ و درگیری تنها یک ماده از گرفتن تعدادی از سربازان بر روی زمین با استفاده از تاکتیک های درست و با ناجی، سپس آنها را می توان به دست آورد دوباره و دوباره.
به عنوان ژنرال های ارشد ارتش در افغانستان استدلال می کنند "حق ورودی در نهایت در جای خود،" به همین دلیل ما در حال حاضر شاهد تماس در محلات خاص برای باتلاق در لیبی.
اما در عراق، نه افزایش در نیروهای نظامی به عنوان بخشی از خروش (به عنوان جاشوا به طور موثر استدلال می کند) بود و نه آن را تغییر قاطع در چارچوب عملیاتی (به عنوان او ادعا نادرست) و به جای آن کاهش خشونت تا به حال با شرایط بحرانی (گسترش بیداری انبار، شبه نظامیان شیعه ایستادگی کردن، جدائی فیزیکی بغداد را به ولسوالی های فرقه ای) اتفاق می افتد.




